تبليغاتX
کمپین در شیراز

کمپین در شیراز

 

زنان فعال ایران، کمپین هدفمندی را آغاز کرده اند که مبارزه برای خواست های ابتدایی و عمومی زن را در دستور کار خود قرار داده و قوانین تبعیض آمیز ضد زن در قانون اساسی کشور را نشانه رفته است .

از محاسن کمپین طرح شعار هایی ست که هم مورد قبول و مطلوب جامعه زنان کشور و هم مورد توافق فعالین حوزه زنان و حقوق بشر با سلایق متفاوت است ، هم فراگیر است و هم بسیاری از احزاب و جنبش های دیگر  را توانسته است به حمایت از خود فرا بخواند ،همین امر مشروعیت اجتماعی آن را به شدت افزایش داده است .

 

 از سویی دیگر، کمپین یک ملیون امضا به شیوه خود ، جنبش زنان را از حصار گروه روشنفکران و نخبگان خارج کرده و آن را به جنبشی همه گیر برای توده ای کردن مطالبات تبدیل نموده است.

 

جنبش هایی نظیر کمپین ، موید این نکته است که راه مسالمت آمیز و دموکراتیک دربیان مطالبات و تلاش در جهت رسیدن به اهداف ممکن است .

 

لذا ما،  پس از گذشت یک سال ازآغاز به کار کمپین ، با کسب تجربه های بسیار ارزنده در فراز و نشیب های روزهای ِ یک سال ِ  گذشته، امیدوارتر از گذشته ، در تلاش خواهیم بود تا  بتوانیم در راه رسیدن به اهدافمان گام هایی استوارتر و موثرتر برداریم. 

 

  

پی نوشت :

 

5 شنبه 8/6/86 ساعت 5 به بهانه یکمین سال آغاز به کا رکمپین یک ملیون امضا در منزل مسکونی یکی از اعضا دور هم جمع شدیم . از همه چیزسخن گفتیم از خاطرات مشترک و غیر مشترک . گذشته را مروری کردیم و برای آینده نقشه ها کشیدیم ... شمع روی کیک یک سالگی کمپین را با هم خاموش کردیم و برای روز هایی که قوانینمان  رنگ عدالت و برابری داشته باشد دعا کردیم ...

 

 

2- به دلیل محدودیت فضا مجبور شدیم اطلاع رسانی را محدود کنیم باشد که با پی گیری های بیشتر بتوانیم مراسمی در یک فضای عمومی برگذار نماییم .

 

3- به دلیل سانحه ای که معمولا برای کیک های مهم اتفاق می افتد !! تزیین این کیک هم دچار مشکل شد که البته تمام تلاش برای مرمت آن صورت گرفت ...

 

۴- و دیگر سایت های آشنا با موضوع سالروز کمپین یک ملیون امضا  

 

یک سال با کمپین  

 

یک سالگی  کمین 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 23:38  توسط کمیته اطلاع رسانی   | 

 چند حرف خودمانی

 

گاه مصلحت اندیشی ها منجر به خود سانسوری ها می شود و گاه خود سانسوری ها منجر به حذف شدن ها می شود و گا ه هم  ابر و باد و مه و خورشید دست به دست هم می دهند تا یک اتفاق نیافتد! بدون آن که نه مصلحت اندیشی باشد و نه خود سانسوری و نه اهمال و نه خیلی چیز های دیگه ... و این بود دلیل ننوشتن و عدم اطلاع رسانی ما در این مدت ... اگر هم مسأله پاسخگویی نسبت به وظایف در میان آید که خوب .... بگذریم !! 

 

و بعد کمپین در شیراز (1)

 

1-     جلسات هفتگی گروه هماهنگی هر هفته برگذار می شود گاه همه افراد حضور دارند و گاه نه . کمیته ها به نسبت های متفاوت کار خود را انجام می دهند . جلسات به دلیل نداشتن مکانی مناسب برای تشکیل آن معمولا در مکان هایی برگذار می شود که هیچ تناسبی با فعالیتهای  حق خواهانه ندارد! . مکان هایی که آدم را به یاد افراد مرفه و بی دردی می اندازد که از سر سیری به دنبال گذراندن وقتند! . ( لابی هتل ها و کافی شاپ ها ) مکان هایی که جو  آن گاه چنان تأثیر گذار است که گاه فراموشمان می شود دوستانمان همین چند مدت پیش به دلیل فعالت های مشابه روز ها آب خنک می خوردند ! البته بگذریم از جلساتی که خونه بعضی از دوستان برگذار می شود و میزبان هم حسابی به زحمت می افتند .( با تشکر از آنان )

 

 افراد فعال نیز به نسبت های متفاوت  و در طیف های مختلف  مسولیت های اجرایی خود را انجام می دهند این افراد شامل کسانی می شود که تا حدودی زندگیشان رنگ کمپین گرفته است تا کسانی که هر از گاهی با تلفن جویای احوال کمپین می شوند !

و اما طیف افراد فعال از بعد اعتقادی و نوع نگاه به کمپین بسیار گسترده تر است  از آنان که کمپین را چتری بر سر فعالیت های خود می دانند تا آنان که به دلیل طرح مسائل حقوقی مربوط به زنان خود را ملزم به حمایت از کمپین می دانند البته همراه با نگاهی منتقدانه .

 

قابل ذکر است که این  طیف های مختلف در جمعی حدود 25 نفر خلاصه می شود

 

2-     و اما چند هفته پیش  میزبان 3 تن از دوستانمان از تهران بودیم . زارا امجدیان ، سارا لقمانی و جلوه جواهری . جلسه ای با حضور تعدادی ازاعضای گروه هماهنگی و تعدادی از داوطلبین و این دوستان  برگزار شد . جلسه ای که قراربود به صورت کارگاهی برگذار شود و در نهایت با تبادل تجربیات و بیان نظرات و انتقادات و شنیدن دلیل ها و بیان اجمالی فعالیت ها به پایان رسید . در این چند روز اما ، در محیط های  آرام و تفریحی .... به جمع آوری امضا پرداخته شد، تا مهمانان به گفته خودشان جمع آوری امضا را در محیطی آرام و بدون ترس و دلهره تجربه کرده باشند ! و دوستان میزبان نیز تجربه جمع آوری امضا با کسانی که در این زمینه حرف های بسیارو تجربیات زیادی برای گفتن دارند کسب کنند ...

 

3-     و اما به روزی که به ما یاد آوری می کند "یک سال گذشت از زمانی که پشت درهای موسسه رعد کار کمپین را آغاز کردیم " نزدیک می شویم ... قطعا ما نیز در شیراز به این بهانه دور هم جمع می شویم تا هم نقدی بر فعالیت های خود کنیم و هم تجدید میثاقی کنیم برای ادامه تلاشمان  ... قرار شد در این رابطه هماهنگی های لازم انجام شود ...

 

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 14:33  توسط کمیته اطلاع رسانی   | 

حدود یکسال از فعالیت کمپین می گذرددر طی این مدت شاهد بازداشت و احکام سنگین برای

هراهانمان بوده ایم تا حلقه فشار بر هدفمان چیره گردد اما نه تنها چنین نشد بلکه هر روز همراهی دیگر

گامهایش را با هدفمان پیوند داد تا همصدا فریاد زنیم تا برابری ایستاده ایم هر چند در بند باشیم بیش از

پیش  تلاش خواهیم نمود تا به حقوق انسانی خود دست یازیم و همبستگیمان  چند برابر گردد

امیرها و بهاره ها تنها نیستند و نخواهند ماند و این موضوع تا به حال در بازداشتهای قبلی 

دیگر دوستانمان به خوبی مشاهده شده ما هم ثانیهایمان را با شما قسمت می کنیم تا قاصدی باشیم

 برای تنهاییتان در بند تا رهاییتان تا رهاییمان با همراهیتان گر چه احکام سنگین بر پروندههایمان پیوست

 گردد و عناوین مجرمانه جدید برایمان توصیف اما باز هم می مانیم تا تحقق آرمانمان و به استقبال تمام

کسانی می رویم که هراهمان می گردند تا دوباره زیستن را تجربه کنیم  

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 22:40  توسط بهاره  | 

 

از این که باز شاهد به زندان افتادن یکی از همراهنمان هستیم از صمیم قلب ناراحتیم . هم برای امیر یعقوب علی و هم برای دستگیرکنندگان امیر یعقوب علی .

امیر یعقوب علی، از اعضای کمپین یک میلیون امضا بازداشت شد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 20:27  توسط کمیته اطلاع رسانی   | 

مهمترین نهاد اجتماعی خانواده است در واقع خانواده است که باعث می شود اجتماعی بزرگتر به عنوان جامعه بوجود اید  فرهنگ و عرف از همین خانواده های کوچک بوجود می ایدو از لحاظ حقوقی هم خانواده جزء حقوق خصوصی که ناظر بر روابط افراد با دولت است گنجانده می شود

 عدهای از حقوقدانان معتقدند که همیشه قانون باید یک پله از فرهنگ جلو تر باشد واما متا سفانه قوانین مجری در ایران نه تنها از فرهنگ  ما جلو تر نیست بلکه با خواندن آن گاهی دچار تردید هم می شویم که سهم ما در حقوق ایران زمین چیست؟

در جامعه ای زندگی می کنیم که رییس جمهورش چند سال قبل شعار گفتگوی تمدنها را می دهد اما زنان سرزمینش برای گرفتن طلاق سالها در شعبه های دادگاه خانواده سرگردان و افسرده می روند و می اییند چون زن هستند و از مواد قانونی چنین استنباط می شود زن= مطیع

اما اگر خوب به اطرافمان نگاه کنیم و با دیدی دیگر به جامعه نگاه بیندازیم بیش از نیمی از صندلی های دانشگاه در اختیار زنان است و تنها دلیل آن این است که بخواهند ثابت کنند زن می تواند 

در پستهای مدیریتی زنان به خوبی مدیریت خود را به معرض نمایش گذاشته اند و ثابت کرده اند زن بیش از انی است که در سالهی ۱۳۰۷تا۱۳۱۴ تعریف گردیده و تمام اختیاراتش به شخصی به عنوان شوهر اعطا گردیده

اما هر چه بیشتر توانمندیهایمان را نشان دهیم باز در مقابل قانون زنیم و باید طبق مواد قانونی ان مطیع باشیم و به راحتی از حقوق ابتدایی خود محروم گردیم چرا پاسخ آن مشخص است زنیم

درست است که طبق قانون اساسی با مردان برابریم و قانون گذار هم در ماده ۹۵۸ قانون مدنی تصریح نموده که همه انسانها دارای حقوق مدنی هستند و در ماده بعد آن هم اعلام می شود که هیچ انسانی حق ندارد تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را از خود سلب کند امادر مواد همین قانون مقنن به راحتی ابتدایی ترین حق یعنی زندگی ازادی را از زنان سلب نموده

در جامعه ای که برده داری منع گردیده در بسیاری از موارد شاهدیم که نسبت به  زنان مانند یک برده رفتار می شود   

خشونتهای پنهان و پیدای جسمی جنسی و روحی که بر زنان وارد می شود و چون او در چهار دیواری خود شاهدی نداشته که بتواند این موضوع را اثبات کند . شهادت زنی که در دادگاه پذیرفته نمی شود. قانونی که از قتلهای ناموسی دفاع می کند. زنی که همیشه نصف محسوب می شود . ازدواجی که باید با اذن پدر باشد . دختری که باید باکره باشد و همیشه با این ترس که مبادا بکارت خود را از دست بدهد روز و شبش را طی کند. طلاقی که باید به درخواست شوهر باشد. برای اینکه زنی زنده بماند و از گزند سرما و گرما محفوظ باشد تا لباسی و غذایی تعلق گیرد تمکین کند همه و همه از موارد تبعیض است

در حالی که دولت ایران به میثاق بین المللی حقوق مدنی - سیاسی و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی - اجتماعی پیوسته و متعهد اجرای ان گشته که اولین گام در این کنوانسیون منع تبعیض است

و از سوی دیگر تغییر قوانین تداخلی با مبانی اسلام ندارد و هستند علمایی همچون ایت الله صانعی و بجنوردی که با تغییر قوانین موافقند و به قول یک قاضی دادگاه اضافه تبصره به مواد قانونی علاج کار نیست قوانین باید تغییر کنند

برای همین میگوییم تغییر برای برابری تغییر برای زندگی تغییر برای دوباره بودن

تغییر برای داشتن حداقل حقوقی  که همیشه از ان محروم بوده ایم 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 0:19  توسط بهاره  | 

طی این چند ماهی که از شروع به کار کمپین یک میلیون امضا می گذرد شاید با افرادی برخورد کرده باشیم که از هدف کمپین و جمع آوری امضا سوال نموده اند

در واقع هدف کمپین در درجه اول آگاهی و اطلاع رسانی قوانین موجود به کسانی است که شاید تا به حال اصلا قانون مدنی و مجازات را ورق هم نزده باشند اصلا چند درصد از کسانی که سر سفره عقد قباله ازدواج را امضا می کنند از قوانین باخبرند یا می دانند چه چیزی را امضا می کنند تا آن زمان که ناگهان ورق بر می گردد و به دادگاه خانواده مراجعه می کنند

آن زمان است که درمانده و آشفته پله های دادگستری را بالا و پایین می روند تا مگر فرجی شود اما .........

در جامعهای مرد سالار که تمامی مواد قانونی بر اساس خواست و منفعت مردان در نظر گرفته شده آیا امیدی پیدا خواهد شد

مواد مربوط به خانواده در قانون مدنی جلددوم احوال شخصیه مصوب ۱۳۰۷گنجانده شده است و تا امروز شاید تغییرات اندکی پیدا کرده باشد اما این تغییرات در سرنوشت زنان تاثیری نداشته

وقتی از قوانین موجود در جامعه برای مخاطب صحبت می کنیم کسانی که به سرنوشت و آینده خود و فرزندانشان اهمیت می دهند مطالب را دنبال می کنند و با چهره ای بهت زده می گویند حال چه باید کرد

دومین هدف کمپین جمع اوری امضا هست و انگاه از کمپین و جمع اوری امضاها صحبت می کنیم و انها بیانیه را امضا می کنند ثابت شده ممکن است در جامعه ای تک تک افراد از موضوعی نا راضی باشند اما چون نمی دانند باید چکاری را انجام دهند یا چه راهی را پیش ببرند به سکوت خود ادامه می دهند

اما کمپین همه صداها را جمع می کند تا فریادی شود و به مقنن بگوید نه  نه به قوانین ناعادلانه به تبعیض به نگاه جنسیتی

ما برای این هدف هم پیمان شده ایم دوست عزیزی گفته بود حتی اگر ده میلیون امضا جمع اوری کنیم چه فایده دارد اولین فایده آن تصمیمی است که این بار خودم به عنوان یک انسان می گیرم نه دیگری برایم تعیین تکلیف می کند این بار خودم می خواهم به شرایط زندگی ای نه بگویم و خواستار تغییر باشم و دوم آگاهی مسوولین از اینکه طیف وسیعی از جامعه با نا رضایتی زندگی می کنند و مصممانه خواستار تغییرات شرایطند

 هدف کمپین دوباره زندگی بخشیدن است و این با یاری خودمان میسر می شود باید تلاش کنیم تا بدست اوریم انچه را که در پیش هستیم

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 17:26  توسط بهاره  | 

دوست نداشتم اولین تجربه را این جوری بنویسم . اما وقتی تجربه های دیگر دوستان رو می خوندم بغضی سنگین گلویم را چنگ می زد . تجربه من با تجربه های دیگرون فرق داشت . سنگین تر بود ... شاید غیر قابل انتظارتر بود و ... و شاید تلخ تر ... در شک نوشتن یا نانوشتن اما ترجیح دادم بنویسم .. این هم یک تجربه است اما یک تجربه تلخ ... تجربه ای که وادارم کرد بیشتر و بیشتر تلاش کنم ...اما از خود بپرسم با این نمونه از تجربه ها باید چکار کرد ؟؟  

 

 وقتي فرم كمپين به دستم رسيد شوهرش از اولين داوطلب ها بود . همه حرف ها رو شنید، همه مطالب را دنبال مي كرد ، از همه مهم تر هم براش اين بود كه حق تكفل فرزند بعد از طلاق به مادر برسه . هر وقت مي خواستم براي جمع آوري امضا به محله هاي ناآشنا برم با من ميومد و من خوشحال از اينكه چنين مردي وارد خانواده شده ، از اين كه مرد هاي "مرد سالار" را تشويق به امضا مي كرد و از اينكه يك مرد رشد يافته در يك خانواده سنتي اينقدر به حقوق زن اهميت ميده ...

          تا اينكه او يك روز طاقتش تموم شد و همه چيز را ريخت روي دايره ، كه از چهار ماه بعد از ازدواجش مرتب از شوهرش كتك مي خوره . تعريف كرد از اينكه شوهرش موهاشو مي گيره و روي قالي مي كشوندش ، از اينكه فكر مي كني چرا مرتب وسايل خونم را عوض مي كنم : چون همه را مي شكونه و از اينكه اگر به كسي بگم شوهرم مي كشدم و ...

          بچه اش را مي بينم كه حالا اسير همين بچه شده ، بچه اي كه اينقدر عصبيه كه موقع گريه دست مامانشو گاز مي گيره وقتي هم بهش ميگيم خاله چرا اين كار را كردي مي گه زورم مي رسه مثل بابام .  او می گفت " اگر بخواهم طلاق بگيرم شوهرم بچه را ازم مي گيره ، نه اينكه عرضه بزرگ كردن بچه را داشته باشه ، نه اينقدر سرش با زنهاي ديگر گرم است كه فرصتي براي اين كار نداره . اما لج كرده ، پشتش هم كه به قانون گرمه... در مورد گشت و گذارش هم با زن هاي ديگه نمي تونم اعتراضي بكنم چون به عنوان يك مرد حق داره چند همسر داشته باشه و بينهايت صيغه ...."

 

           اون می خواست  سرنوشتش را همه بدونن ... می گفت من می دونم نداشتن حق یعنی چی ... برام مهم نیست چه اتفاقی داره میافته فقط باید نتیجه بگیریم ...  و  اما من موندم با امضاهايي كه شوهرش جمع كرده و ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 13:48  توسط سعیده  | 

 

در این چند روز به خوبی فهمیدیم و بیشتر از بیش حس کردیم   به راستی ما یک خانواده ایم ... خانواده ای که عشق رسیدن به آرمانش او را گرد هم آورده است .. خانواده ای که درد مشترکشان آنان را بیشتر از بیش با هم کرده است و... این که ... چقدر این با هم بودن ها انگیزه بخش است ... با تشکر از همه دوستان ...  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 13:0  توسط کمیته اطلاع رسانی   | 

پس از تجمع 22 خرداد 85 در ميدان هفت تيرگروهي از فعالان جنبش زنان بر آن شدند  در راستاي تحقق اهدافي كه در قطعنامه تجمع بيان شده بود حركتي جمعي و هدفمند را در قالب كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز در دستور كار خود قرار دهند  ، و كمپين شكل گرفت از "من" هايي كه مي خواستند "ما" گردند تا بتوانند دردهاي مشتركشان را فرياد زنند كمپين صداي نسلهايي است كه بارها و بارها شاهد تبعيض و ظلم قانون بوده اند .

 

فريادي از ديروز تا حال است براي برداشتن قوانين تبعيض آميز، فراخواني اجتماعي، آينه اي از زندگي "من"،" تو"،" او" كه مي خواهيم جنس دوم شنا خته نشويم، مي خواهيم  "من" باشيم،  حق انتخاب زندگي تصميم گيري داشته باشيم و در ترازوي عدالتي كه نا برابر بوده و هست برابر گرديم . كمپن صداي تمام زنان مردان خواهران و برادراني است كه حمايتم مي كنند تا ديگر نصف حساب نشوم و نا قص العقل  نا ميده نگردم تا بتوانم باشم زندگي كنم با پشتوانه قانوني كه اين بار حمايتم مي كند نه در برابرم . تا انگاه طعم شيرين آزادي را احساس كنم

 

كمپين آرزوي گمشده مادر بزرگي است كه براي تحقق آن بيانيه را انگشت مي زند و نگرش پدر بزرگي كه براي من و دوستانم آرزوي موفقيت مي كند كمپين يعني زندگي

 

هر امضا دنيايي از درد و رنج است و اشتياقي براي تغيير آنها كمپين صداهاي خاموشي است كه مي خواهند سد ديرينه سكوت را بشكنند و بگويند تغيير براي زندگي تغيير براي رفع تبعيض براي رفع نگاهي جنسيتي

 

يا ساده تر براي اينكه من هم يك انسانم

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 8:21  توسط بهاره  | 

  

شیرازی ها از همان روز اول کمپین ، در پشت درهای بسته موسسه رعد همراه کمپین یک میلیون امضا بودند، هر چند به قولی " شیوه کارمان "  اما کمی با بقیه شهرها متفاوت بود . فعالان این شهر به جای این که کارشان را با کارگاه آموزشی که از سوی فعالان تهرانی برگزار می شود آغاز کنند، از همان روز اول یک شیوه جدید را انتخاب کرده اند: مستقل، و در عین حال کنار کمپین.

هر چند در ابتدا تعدادمان اندک بود اما همدیگر را یافتیم و هم پیمان شدیم  برای رسیدن به حق انسانیمان از تلاش دست بر نداریم . و اینک حضورمان را دراین دنیای مجازی اعلام کردیم با این هدف که آن "تن هایان " " تنها " که می خواهند به جمعمان بپیوندند از حضورمان در این شهر مطلع شوند و آنان که می خواهند بدانند در این شهر چه می گذرد !...

 

به نام آن که جان را فکرت آموخت ...  
 
پی نوشت :
  http://www.wechange.info/spip.php?article583 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 7:52  توسط کمیته اطلاع رسانی   |